كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

655

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ أَمَّا الْغُلامُ اما پسر كشته گشته فَكانَ أَبَواهُ پس بودند پدر و مادر او مُؤْمِنَيْنِ گرويدگان فَخَشِينا پس دانستيم ما يا ترسيديم أَنْ يُرْهِقَهُما آنكه در رساند بديشان طُغْياناً وَ كُفْراً بىباكى و كفران نعمت يعنى شايد كه كفر و طغيان و فسق او درسازند از روى مهربانى كه والدين را بر ولد هست و آن در ساختن موجب كفران و طغيان باشد فَأَرَدْنا پس خواستيم ما أَنْ يُبْدِلَهُما آنكه بدل دهد ايشان را رَبُّهُما پروردگار ايشان خَيْراً مِنْهُ فرزندى بهتر ازو زَكاةً از روى طهارت و پاكيزگى يعنى از لوث گناه و شوب اخلاق رديّه مزكى باشد وَ أَقْرَبَ رُحْماً و نزديك‌تر از جهت بخشايش و مهربانى بر پدر و مادر آورده‌اند كه حق سبحانه بعوض آن پسر ايشان را دخترى داد و پيغمبرى او را به عقد خود كه درآورد هفتاد پيغمبر از نسل او پديد آمدند نظم آن پسر را كش خضر به بريد حلق * سر آن را در نيابد عام خلق آنچه جان بخشد اگر بكشد رواست * نائب است او دست او دست خدا است بس عداوتها كه آن يارى بود * بس خرابيهاى كه معمارى بود وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ و اما ديوار پس هست لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ براى دو كودك يتيم نام ايشان احرم و حريم و ايشان هستند فِي الْمَدِينَةِ در شهر مراد قريه مذكور است وَ كانَ تَحْتَهُ و هست زير ديوار كَنْزٌ لَهُما گنجى براى ايشان و اگر ديوار بر افتادى آن گنج ظاهر شدى و مردمان برداشتندى وَ كانَ أَبُوهُما و بود پدر ايشان صالِحاً مردى شايسته و نام او كاسخ و گفته‌اند ميان ايشان و پدر صالح ايشان هفت پدر ديگر بوده خداى ايشان را به جهت صلاح آن پدر محافظت فرموده فَأَرادَ رَبُّكَ پس خواست پروردگار تو أَنْ يَبْلُغا آنكه برسند يتيمان أَشُدَّهُما به قوت و كمال رشد خود وَ يَسْتَخْرِجا و بيرون آرند كَنزَهُما گنج خود را رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ بخششى از پروردگار تو وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي و نه كردم آنچه تو ديدى از روى خود بلكه بفرمان حق تعالى كرده‌ام كه او خواست كه گنج به مستحقان رسد آورده‌اند كه آن گنجى بود پر از زر و نقره و گويند كتب علمى بود و اشهر آنست كه لوحى بود از زبرجد و برو نوشته بسم اللّه الرحمن الرحيم عجب مىدارم از كسى كه ايمان دارد به قضا و قدر چگونه اندوهگين شود و شگفت مىدارم از كسى كه گرويده است به رزاقى حق چرا خود را در تعب افگند * و عجب است از كسى كه تصديق مرگ كند چرا عمر شادمان گذارند و شگفت از شخصى كه ايمان دارد به حساب روز قيامت براى چه غفلت ورزد * و عجب است از كسى كه دنياى دنى و تقلب انقلاب ارباب او داند - چرا دل درو بندد لا إله الا اللّه محمد ص رسول اللّه ذلِكَ اينست تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ حقيقت آنچه نتوانستى عَلَيْهِ صَبْراً بران صبر كردن آورده‌اند كه موسى ع و خضر ع يك ديگر را وداع كردند و هر يك روى به منزل آوردند محققان را درين قصّه بسى نكات و اسرار است خصوصا بحر الحقائق در بيان دقايق آداب مريد صادق و اشفاق پير محقق بعبارتى خوش و تقريرى دلكش آورده و بعضى از ان در جواهر التفسير باز توان يافت .